به به رباتیک!

سلام برهمگی!

به همه ی دوستای خوبمون که تو تیم رباتیک مدرسه بودن و برامون این افتخار بزرگو کسب کردن تبریک میگیم!ان شاءالله که همیشه موفق باشین!

اعضای تیم:محدثه حسینی٬مریم افشاری٬الناز قدوسی٬شیواسلیمانی٬ثمین الماسیان

حسرت نمره ی بیست

اتدی دارم ، خرده پولی ، سر سوزن هوشی

دوستانی دارم بهتر از شمر و یزید

دوستانی هم چون من مشروط

و کلاسی که همین نزدیکی ست ، پشت آن کوه بلند

اهل تیزهوشانم

پیشه ام خر زدن است

گاه گاهی هم می نویسم تکلیف ،می سپارم به شما

تا به یک نمره ناقابل بیست که در آن زندانی ست

دلتان تازه شود – چه خیالی – چه خیالی

می دانم خر زدن بیهوده است

ورودی در پیش است

و

دانشم کم عمق است

اهل این مدرسه ام

قبله ی من نمره ، جانمازم جزوه ، مهرم میز

عشق از پنجره ها می گیرم

همه ذرات مخ من متبلور شده است

درس هایم را وقتی می خوانم

که خروس می کشد خمیازه

مرغ و ماهی خوابند

معلم از من پرسید :چند نمره ز من می خواهی ؟

من از او پرسیدم : دل خوش سیری چند؟

پدرم تشابه را از بر داشت و کوئیز هم می داد

خوب یادم هست

دبستان باغ آزادی بود

درس ها را آن روز حفظ می کردم در خواب

امتحان چیزی بود مثل آب خوردن

درس بی رنجش می خواندم

نمره ی بی خواهش می آوردم

تا معلم پارازیت می انداخت همه غش می کردند

و کلاس چقدر زیبا بود و معلم چقدر حوصله داشت

درس خواندن آن روز مثل یک بازی بود

کم کمک دور شدیم ازآن جا ، بار خود را بستیم

عاقبت آمدیم اینجا ، به محیط خس آموزش

رفتم از پله ی راهنمایی بالا، بار ها افتادم

در مدرسه سرویسی دیدم یک عدد صندلی خالی داشت

من کسی رادیدم که از داشتن یک نمره ی 10 دم دفتر پشتک می زد

دختری دیدم که به راننده نفرین می کرد

مینی بوسی دیدم کسی از روزنه ی پنجره می گفت کمک

سفر سبز چمن تا کوکو

بارش اشک پس از نمره ی تک

جنگ مسئول سرویس با جمعیت منتظران

حمله ی درس به مخ

فتح یک ترم به دست عربی

قتل یک نمره به دست استاد

مثل یک لبخند در آخر ترم

همه جا را دیدم

اهل تیزهوشانم

اما نیستم تیزهوش

کارت من گم شده است

من به مشروط شدن نزدیکم

آشنا هستم با سرنوشت نیمی از تیزهوشان

نبضشان را می گیرم

هذیانهاشان را میفهمم

مرگشان را می بینم

من ندیدم هرگز یک نمره ی بیست

من ندیدم که کسی ترم آخر راحت باشد

من در این مدرسه چقدر مضطربم

من به یک نمره ی ناقابل 10 خشنودم

و به دیپلم قناعت دارم

من نمی خندم اگر دوست من می افتد

من در این مدرسه در سراشیب کسالت هستم

خوب می دانم کی معلم درس می پرسد

سرویس کی می آید

هر کجا هستم باشم ، کلاس کاهه ، سرویس

دبیرستان از آن من است

چه اهمیت دارد گاه می روید خار بی نظمی ها

رختها را بکنیم، پی ورزش برویم

توپ در یک قدمی ست

و نگوییم که افتادن مفهوم بدی ست

و نخوانیم کتابی که درآن فرمول نیست

و نزنیم کتابی که در ان تست نیست

و بدانیم اگر بوفه نبود همگی می مردیم

و بدانیم اگر جزوه نبود همه می افتادیم

و اگر سرویس نبود همه می ماندیم

و نپرسیم کجاییم و چه کاری داریم

و نپرسیم در برگه چرا نمره نیست

و اگر هست چرا صفر شده است

بد نگوییم به معلم اگر نمره ی تک آوردیم

کار ما نیست شناسایی مسئول کپی

کار ما شاید اینست که در حسرت یک نمره ی بیست

پیوسته شناور باشیم

به به المپیــــــــــــــــــــــاد

سلام!

اول تبریک میگم به همه ی بچه هایی که تو المپیاد قبول شدن! ان شاء الله مرحله دو هم قبول شن!

۱.سرور اسلامی (المپیاد ریاضی)

۲.فاطمه صادقی (المپیاد کامپیوتر)

۳.صباهاشمی (المپیاد نجوم)

۴.مریم پیمانی (المپیاد ادبی)

باریکلا گل کاشتین!

ازاونجایی که مدرسه تو امر تشویق دانش آموزان فعال و درس خوان و ... کاملا پسیو هستش گفتیم حالا اینجا دیگه باید بش اشاره بشه(چون ما خودمون به خودمون اهمیت میدیم لااقل) واز زحمات این دوستان تشکر بشه!(البته بماند که خیلی ازبچه ها تو خیلی از مسابقات مثل قطب و تورنمنت و معدلشون و ... رتبه آوردن ولی ازشون قدر دانی نشد!)

مطلب دوم:

ما جمعه داریم میریم مشهد

کلادیگه خوبی بدی هرچی دیدن ازمون مارا حلال کنید!!!

نویسنده: نمیخوام بگم !چه اهمیتی داره!یکی از بچه های مدرسم دیگه!

اصطلاحات پر کار برد

تقلب چیست !؟

یک سری اعمال ننگین در صورت با عرضه بودن واین کاره بودن

شخص امتحان دهنده آخر عاقبت خوش وخرمی دارد.نوعی هلو برو تو گلو  !

 

یه تعریف دیگه ار تقلب !

۱٫یک روش غیر اصولی و ناجوانمردانه برای نتیجه گرفتن در امتحان

۲٫تنها روش اصولی و مبتنی بر عقل برای نتیجه گرفتن در امتحان !

 

تعریف مراقب :

موجودی ستم کار و ریا پیشه که متاسفانه چشم و گوش و باقی حواس را هم دارد !

سیستمی که نقش دزدگیرمنازل را سر جلسه ایفا میکند !

گالری ضدحال ! موجودی که  روی سینه اش نوشته شده : من مراقبم،شما چطور!؟

یک نوع تله موش زنده !

 

دعای پاس کردن ترم ! :

الهی ادرکنی پاساً ترمی بالنمراتِ دهی وگاهِ دوازدهی

والحفظ من مشروطی والفلخِ اُستادی والغوِ امتحانی برحمهِ

 

تعریف دانش آموز :

موجودی است نحیف و لاغر که از تخم مرغ و گوجه تغذیه میکند !

معمولا افسرده است ! و دشمنی عجیبی با کتاب دارد !

مخصوصا شب امتحان !

 

یه تعریف دیگه ازدانش آموز! :

فردی که به دنبال علم آموزی و تولید علم است

ها ایی دانش آموز که وگفتی ینی چه؟؟؟

 

اگر دیدی جوانی بر درختی تکیه کرده

بدان امتحان دارد و هیچ کاری نکرده

 

تعریف دبیر :

منبع علم ، ژنراتور دانش ، نیروگاه انسانیت ، تبلوردانایی ، کوه توانایی ، مایه افتخارما

بابا تو  دیگه کی هستی ترین موجود عالم ، خودصفا ، اندوفا ، دارنده انواع  واقسام شفا

ضدجفا ، یاری گر ضعفا ، معلم الخلفا !

 

روش های کسب نمره

 

۱ـ روش کسب نمره قبل از امتحان : بچه ها سه بار از کل کتاب ها رو دوره میکنید . بعد سه بار دیگه از روی اونها مرور میکنید . بعد سه بار از روی اونها رونویسی میکنید. بعد سه بار اونها رو حفظ میکنید . بعد سه بار اونها رو از بر میکنید . مطمین باشید که نمره خوب میگیرید .( اگه دیگه نمره خوب نگرفتی انصافا برو ترک تحصیل کن . ملت علاف موندن)

 ۲ـ روش کسب نمره موقع امتحان : همون قصه همیشگی ابر و باد و مه و خورشید و فلک که دست به دست هم میدن تا امدادهای غیبی برسه و شما نمره بگیرید . که البته این مبحث بسیار تخصصی بوده و انواع روش ها و شگردهای بروز این مبحث توسط اساتید مجرب بعدا نوشته خواهد شد. 

۳ـ روش کسب نمره بعد از امتحان : این روش مخصوص مخ زن های عزیز میباشد اگه تو این حرفه تبحر دارید کارتون درسته درسته . برید و یه تیلیت مغز اساسی از مخ استاد و معلم و هر کسی که میتونه نمره رو بهتون بده درست کنید

بهترین راه بعد از نگرفتن نمره ی مناسب ( خصوصا اگه بد هم باشه!اینا با هم فرق داره!) رفتن پیش معلم و حالت اضطراب به خود گرفتن و گفتن جملاتی مثل : خانوم من شب قبل از امتحان یه مشکل توی خونه داشتم و خب نشد بخونم!یعنی خوندم اماخب وقتی سر جلسه بودم افکارم بهم ریخته بود!

در این جا باید اشک در چشمانتان حلقه بزند!اگر دیدید معلم داره با ترحم نگاهتان می کنه که بهتره سکوت کنید اما اگه دیدید هنوز بد داره نگاه می کنه و می گه بیا برو نمی خواد ما رو سیاه کنی ! یه کم پیاز داغ مسئله رو باید زیاد کرد! مثلا : خانوم!نمی دونید سر چه مسئله ی مسخره ای دعوا شد!مامانم غذاش شور بود مامان و بابام دعواشون شد!من اصلا دو روزه باهاشون حرف نزدم!اخه می دونید که!سر امتحان باید فکر آدم منظم باشه! و برید در فاز گریه!!

معمولا این موضوع خیلی روی معلم ها اثر داره!تا بدین جا بنده از این روش دو تا نمره هامو یه کم بالا کشیدم!

راه دیگه ای که هست اینه که خیلی مصمم و بااراده معلم رو بکشید کنار و شروع کنین به گفتن چیزهایی مثل : خانوم!این ترم رو به من بدید اگه ترم بعد جبران نکردم ازم کم کنین!خانوم!اخه من چی کار کنم که حالم خوب نبود روز امتحان؟ خانوم!خواهش!خانوم!من همیشه سر کلاس درس رو گوش دادم!باور کنین!خودتون شاهدین!این ترم رو بدید ترم بعد جبران می کنم!قول می دم!نکردم ترم بعد ... اصلا بهم صفر بدید!!

راه دیگه ای که وجود داره اینه که بحث راه بندازید سر کلاس!فحش و فحش کشی به چی؟به نظام آموزشی! می تونید نصف وقت کلاس رو ببرید و در عین حال معلم شما رو به عنوان یه روشن فکر هم می شناسه! مثلا : اصلا یعنی چی؟این چه نظامیه؟چرا همه اش ما باید سختی بکشیم و سر نیم نمره چونه بزنیم؟ کی گفته من در حد ۱۸ درس خوندم؟ کی گفته من در حد ۱۸ حالیمه؟ هان هان؟در چنین موقعی معلم می گه : عزیزم!خب بی دقتی کردی!امتحان سنجش تمام این هاست!                   و شما می تونید بگید : شما کی روی دقت من کار کردید؟ کی گفته اونی که ۲۰ شده دقتش از من بیش تره؟ اصلا ممکن من اون روز مشکل داشتم!چه معنی داره؟ اصلا نسل شما با این انقلابش تمام چیزها رو بهم زده!من اصلا قبول ندارم!من چه گناهی کردم؟چند نسل باید توی این نظام بسوزن تا شاید نوه هامون درست باشه؟هان هان؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

ممولا این خیلی اثر داره!یعنی بعد از مورد اول این مناسب ترین می باشد!همچین نمک می پاشین روی زخم معلم که نگو! و خب اگه پرتتون کرد از کلاس بیرون ...!!خب این مشکل شماست!ولی بهتره بعد از زنگ برید از معلم به خاطر حرف هایی که زدید معذرت خواهی کنید!( باور کنید اثر داره!حالا شاید ترم اول نه ولی ترم دوم رو شاید!)

اگه آدم بی دقتی هستید ( مثل من!!) بهترین راه اینه که مدام به معلم بگید این حق من نیست!حالا بی دقت به کی می گن؟ نمونه هاش در خودم رو براتون می گم!:

مثلا سوال بعدی رو با سوال قبلی فرض کنید و وقتی سوال قبلی ویرایش بوده شما تیتر سوال بعدی رو هم فکر کنید جزو همونه و ویرایش کنین!

سوالی رو کاملا عکس بخونید!مثلا : ویژگی دو ساختی بودن زبان را بیان کنید! رو فکر کنید گفته بنویسید ویژگی دو ساختی بودن زبان چیه یعنی موجب چی می شه!!

یا در امتحان ریاضی با اعتماد به نفس سوال رو با ایکس فرض کنید!و اون سوالی باشه که نمره ی ۴ کلاس هم حل کرده باشه!!

هان خب همین دیگه!بهترین راه اینه که به قول مامان من چشمای کورتون رو سر جلسه باز کنین!این قدر هم سر کامپیوتر نشنین تا سر امتحان حواستون پیش باقالیا نباشه!

!همین دیگه!باشد که مفید واقع گردد!!

 

دعای شب امتحان

الدعا فی لیالیّ الامتحانیه !

اللهم اهد کل الشّوت و المشنگ، لا یعلم من دروسهُ بقدر بز اخفش.

الذین لا یعلمون و لا یستطیعون ان یقرأ فی لیلة

واحدة کل الکتاب المخوفة القطورة و الجزوات الزیراکسیه.

دروساً لا ینفع فی الدنیا و الاخره (و فی الموضوعات العملگیّة تغنی محل اشتغالنا).

اللهم انجنا من البلیّات الذی ینزل علینا ببرکة الاساتید

و الامتحاناتهم الذی ینتزل المعدل تحت خطوط المشروطیّه.

اللهم انّا نسألک اللّغو کل الامتحانات و الکوئیز فی کل تروم (اینجا همه بگن آمین)

و لا تکلنا الی انفسنا و نمراتنا و محفوظاتنا الذی یجذبنا

الی المنجلاب المشروطیة طرفة عیناً ابداً و نعوذ بک من پروجات.

آمین یا کاشف المضطربین فی اللیالی الامتحانیه

نظر بزرگان درباره ی امتحان

فقط سوپ كلم است كه حال آدم را بيشتر از امتحان بهم ميزند --- آلبرت انيشتين

امتحان مسخره ترين كار دنياست ---- جرج برنارد شاو

امتحان بدون تقلب مثل كريسمس بدون درخت است ---- كي اس اليت

امتحان بخشي از زندگي است ،نه زندگي امتحانست --- پائولو كويئلو

امتحان در صورت عدم حذف پزشكي ، اولين گام در جهت شروع چاپلوسي پيش استاد براي نمره ي ده گرفتن است ---- كامي نيك صالحي

چي گفتيد امتحان؟ اصلا معني اس را نمي دانم ---- جرج اورول

امتحان فقط يه بازيه ... يه بازيه مسخره ---- از ديالوگهاي فيلم نيش

هر كس را ميخواهي از خودت متنفر كني ،امتحانش كن ---- يك ضرب المثل برمه اي

توي مدرسه هر سوالي را كه در امتحانهايم درست جواب ميدادم ، بعدا مي فهميدم كه كاملا غلط بوده اين اتفاق بعدها در زندگيم هم ادامه يافت . هر وقت فكر كردم درست رفتار كرده ام ،ديدم يك جاي كار اشتباه بود ----- ارنست همينگوي

معلم آزاری

راه هایی 100% تضمین شده برای ذله كردن معلم ها. جمع آوری شده توسط كارشناسان خبره در این زمینه

1)روی اصطلاحات معلم تاکید کنید.

این روش خیلی خوبیه ما 4 تا معلم رو با این روش ناک اوت کردیم. انقدر حا ل میده که نگو.

2)سرکلاس هر 10 دقیقه یکبار بگید کلاس خسته کنندس.

3)با گلوی خودتان صدا در آورید.

البته این گزینه مهارت بسیار بالایی می خواهد. باید بتونی با گلوت آهنگ بزنی. اگر دو نفر در کلاس این کار را بکنند نتیجه بهتری می ده، اگر یکی از اونا حرف بزنه اون یکی صدا در می آورد.

4)از کوچکترین اشتباه معلم نگذرید.

5)آنقدر ایراد های بنی اسرائیلی بگیرید تا کلافه شود.

6)با استفاده از خودکار های فشاری صدای تق تق در آورید.

این یکی از بهترین و راحت ترین روش هاست. روی همه ی معلم ها جواب میدهد. تضمین شدس.

7)با پا صدای دویدنه اسب در آورید.

البته این هم کمی سخت است. با پا روی میله ی جلویی نیمکت بکوبید.

دفتر یا کتاب هایتان را دیر در بیاورید.

اگه معلم گفت کتاب یا دفتر ها رو میز تا من ببینم. وقتی معلم به سر میز شما رسید تازه شروع کنید به در آوردن دفتر.

9)انواع تلگراف ها را سر کلاس برای دوستانتان بفرستید.

البته باید مواظب باشید که معلم نتونه ورق ها را پیدا کنه.

10) بازی کی کجا سره کلاس بازی کنید.

11)سره کلاس جاتون را دم به دقیقه عوض کنید.

12)استفاده از مداد وقتی معلم میگوید از خودکار استفاده کنید.

13)گزینه ی قبلی رو با این عوض کنید:

(استفاده از رنگ های تند برای جواب دادن به سوالات امتحان.)

14) مدام از دبیر سال قبلتون در همون درس در مقابل دبیرتان تعریف کنید.

15)مدام بگویید معلم سال قبل این جوری می گفت.

البته این بیشتر روی معلم های فیزیک و ریاضی جواب میده.

16)سر کلاس مرتب آه بکشید.

17)از روش های معلمتان استفاده نکنید.

این هم بیشتر روی معلم های ریاضی و فیزیک جواب میدهد . اگر مسئله ای دو راه حل دارد راه حلی را که معلم گفته انجام ندهید.

1۸وقتی معلم داخل کلاس شد نا منظم جلوش بلند شوید.

مثلا 10 نفر بایستند بقیه نشسته باشند اون هایی که ایستادن بشینن و بقیه بلند شوند.

19)وقتی معلم از کلاس خارج شد جیغ و هورا بکشید.

20)سر کلاس نارنگی، خیار و انواع خوراکی های بودار بخورید.

البته باید مواظب باشید که معلم نفهمه که کی داره می خوره و گر نه حسابتون با کرام الکاتبینه.

21) روی صندلی معلم جوهر ریزید تا لباسش جوهری بشه.
(میتوانید از گچ استفاده کنید)
البته این روش یه کم ناجوانمردانس.

22)با یک کیسه پلاستیک صدای خش خش تولید کنید.

23)سر کلاس شعر (آهنگ) زمزمه کنید.

24)تخته پاکن کلاس را مفقود الاثر کنید.

سر کلاس موقع احتیاج به تخته پاکن در به در دنبالش بگردید.معلم جوش میاره.

25)بعد از رفتن سر تخته و کار با گچ از معلم بخواهید بگذارد بروید و دستانتون رو بشورید.

26)سر کلاس مدام نچ نچ کنید

27)موقع پرسیدن درس به طور آشکارا به دوستتان تقلب برسانید.

البته این گزینه هم مهارت بسیاری می خواهدکه این شخص حقیر با تمرین و ریاضت بسیار در آن به کمال رسیدم.شما باید جوری تقلب بدهید که معلم متوجه شود اما نتواند ثابت کند.

2۸نیمکت ها را با پا به جلو هل دهید و عقب بکشید

در این صورت نیمکت ها هی جلو عقب میرود و معلم حرص می خورد.

29)سر کلاس آدامس بجوید.

اگه آدامس رو بتركونید نتیجه بهتری دارد.

30) توی مدرسه شیشه عطر مشهدی ببرید و كاری كنید كه ناگهانی سر كلاس معلم مورد نظر بشكنه.

معلم از بوی زیاد عطر منفجر میشه.

31) سر كلاس بادكنك باد كنید و بتركانید.

معلم با منفجر شدن بادكنك خودش هم منفجر میشه.

32)هر روز یكی از دانش آموزان اعلام كنه كه روز تولدشه و كلاس رو بهم بریزه.

33)از معلم سوال های بی جا بكنید.

مثلا سوال درباره ی تعداد بچه هایش، جنسیت آنها، روز تولدش و .....

34)سر كلاس نقاشی بكشید و آخر زنگ از معلم درباره ی آن نظر بخواهید.

اگه نقاشی كمی(بفهمی نفهمی)به معلم شباهت داشته باشه نتیجه بهتری دارد.(مثلا ای شکلی )

35)هر اشتباهی از معلم سر زد بلافاصله به دفتر مدیر رفته و با مدیر در جریان بگذارید.

البته باید برای اثبات اشتباهات معلم شاهد داشته باشید.

36)وقتی معلم شما رو به پای تخته فرا میخواند خرامان خرامان راه برید

یعنی آهسته و آرام

37) وقتی میخواید با معلم صحبت كنید بگید شرمنده در مقابل شما اظهار نظر میكنم.

متوجه تیكه شما میشه. هرچی باشه معلمه و باهوش

3۸ اداش رو در آورید.

از طریق چاپلوسای كلاس به گوشش میرسه ولی چون نمیخواد جاسوسش لو بره به رو نمیاره.

39)با دستتون روی نیمكت ریتم بگیرید.

40) هر 10 دقیقه یه بار چه وسط درس دادن چه درس پرسیدن فریاد بزنید: «برای رهایی دانش آموزان از دست ستمگران صلوات»

41)5 دقیقه یه بار از معلم تقاضای وقت استراحت بكنید.

42)سوال های بی جا بپرسید.

این گزینه برای معلم های دینی است

43)پشت سر معلم وارد كلاس بشید.

البته مواظب باشید تاخیرتون بیش از یه ثانیه نشه كه اون وقت باید یه لنگه پا پشت در كلاس بایستید.

44)این جمله رو یك بار كه شده سر كلاس به زبا بیاورید:« خانم! زمان شما نمره 20 الكی می دادن؟ چون همه معلما میگن ما همیشه نمره هامون 20 بود»

45 )جمله بالا رو این گونه ادا كنید:« آیا در دوره ی شما به جز نمره ی 20 نمره ی دیگری نبوده كه همه ی معلم ها مدعی هستن هیچ نمره ی دیگری به جز 20 نگرفتن؟»

46)اگه معلمتون بهتون مطالب بیش از كتاب داد اعتراض كنید

47) اگه معلمتون فقط در حد كتاب با شما كار میكرد اعتراض كنید.

4۸ اصلا فقط اعتراض كنید.

49) سر كلاس با صدایی كه معلم بشنوه نجوا كنید كه ای كاش فلانی معلمون بود.

50)سر كلاس به معلم زیر لب بگویید: گاو

زیاد روی این گزینه تاكید نمیكنم

51) با یك دستخط ناشناس برای معلمتون نامه بنویسید و ازش در خواست كنید كه توی مسابقات انتخاب برترین خر سال شركت كنه.

تاكید میكنم یه دست خط ناشناس چون مدرسه ها دست خط ها رو شناسایی می كنن. برای من اتفاق افتاده.

52) روی معلم ها لقب بزارید

مثلا ما روی یكی از معلم ها لقب بوقلمون گذاشته و به محض ورود او به كلاس صدای بوقلمون در می آوریم.

53)از معلم تقاضا كنید این جلسه فقط درس بدهد و جلسه ی دیگه فقط بپرسد.اما جلسه ی بعد بزنید زیر همه چیز.

54) به محض ورود معلم به كلاس با لحن كش داری این جمله را تكرار كنید.

((معلم عزیز به كلاس مثلا" سوم پنج مدرسه ی صرام خوش آمدید.))

البته یه كم بچگانه می باشدو پیش نهاد میكنم كمتر از این گزینه استفاده كنید.

55) به صورت ناگهانی و ناخودآگاه موقع صدا كردن معلم برای جواب دادن به درس یكی از دانش آموزان به دل دردی وحشتناك دچار بشود.

هرچه پیاز داغش بیشتر وقت تلف كردن بیشتر(ضرب المثلی شد برا خودش)

56)برگه های امتحانی رو بدزدید.

شما میتوانید بعد از دادن امتحان سر معلم را گرم كرده و برگه های امتحانی رو از روی میز گلابی كنید. اجی مجی لاترجی !

57)برگه برای دادن امتحان درآورید امّا امتحان ندهید. همگی دست به سینه سر كلاس بنشینید

یه حالی میده. معلم دلش میخواد خودشو بكشه.

5سر كلاس بحث احكام باز كنید.

سر كلاس های دینی كه درس هم نخوندید یه حالی میده.

59)درباره ی هر كار معلم اظهار نظر كنید.

مثلا بگویید این كار برای سن شما سخت است.

60) سر كلاس جك بگویید.

61)سر كلاس معمایی بگویید و از معلم خواهش كنید حل كند. پس از حل كردن به معلم بگویید جواب معما رو خودتان نیز بلد نیستید.

فقط وقت تلف میشه

62)یك نسخه از این مطلب را به معلمتان هدیه كنید.

1_اواخر سال اقدام به این كار كنید.

2_معلم متوجه نشود فرستنده ی این مطلب چه كسی بوده.
(دوستان تیزهوش!به دلایل امنیتی از گفتن نام خود معذورم!با تشکر :نویسنده مطلب)
 

شب های امتحان…

 
بی همگان بسر شود، بی تو بسر نمی شود
این شب امتحان من چرا سحر نمی شود؟!

مولوی او که سر زده، دوش به خوابم آمده
گفت که با یکی دو شب، درس به سر نمی شود!

خر به افراط زدم (منظور درس خواندن زیاد است.)، گیج شدم قاط زدم
قلدر الوات زدم، باز سحر نمی شود!

استرس است و امتحان، پیر شده ست این جوان
دوره آخر الزمان، درس ثمر نمی شود!

مثل زمان مدرسه، وضعیت افتضاح و سه
به زور جبر و هندسه، گاو بشر نمی شود!

مهلت ترمیم گذشت، کشتی ما به گل نشست
خواستمش حذف کنم، وای دگر نمیشود!

هر چه بگی برای او، خشم و غصب سزای او
چونکه به محضر پدر، عذر پسر نمی شود

رفته ز بنده آبرو، لیک ندانم از چه رو
این شب امتحان من، دست بسر نمی شود

توپ شدم شوت شدم، شاعر مشروط شدم
خنده کنی یا نکنی، باز سحر نمی شود!!!

متحان بدون تقلب مثل کریسمس بدون درخت است!

مواظب 1000 جوابی بچه ها باشین!

دختر کوچکى با معلمش درباره نهنگ‌ها بحث مى‌کرد
معلم گفت: از نظر فيزيکى غيرممکن است که نهنگ بتواند يک آدم را ببلعد زيرا با وجود اينکه پستاندار عظيم‌الجثه‌اى است امّا حلق بسيار کوچکى دارد
دختر کوچک پرسيد: پس چطور حضرت يونس به وسيله يک نهنگ بلعيده شد؟
معلم که عصبانى شده بود تکرار کرد که نهنگ نمى‌تواند آدم را ببلعد. اين از نظر فيزيکى غيرممکن است
دختر کوچک گفت: وقتى به بهشت رفتم از حضرت يونس مى‌پرسم
معلم گفت: اگر حضرت يونس به بهشت نرفته بود چى؟
دختر کوچک گفت: اونوقت شما ازش بپرسيد

******************************
يک روز يک دختر کوچک در آشپزخانه نشسته بود و به مادرش که داشت آشپزى مى‌کرد نگاه مى‌کرد
ناگهان متوجه چند تار موى سفيد در بين موهاى مادرش شد
از مادرش پرسيد: مامان! چرا بعضى از موهاى شما سفيده؟
مادرش گفت: هر وقت تو يک کار بد مى‌کنى و باعث ناراحتى من مى‌شوي، يکى از موهايم سفيد مى‌شود
دختر کوچولو کمى فکر کرد و گفت: حالا فهميدم چرا همه موهاى مامان بزرگ سفيد شده

******************************
عکاس سر کلاس درس آمده بود تا از بچه‌هاى کلاس عکس يادگارى بگيرد. معلم هم داشت همه بچه‌ها را تشويق مي‌کرد که دور هم جمع شوند
معلم گفت: ببينيد چقدر قشنگه که سال‌ها بعد وقتى همه‌تون بزرگ شديد به اين عکس نگاه کنيد و بگوئيد : اين احمده، الان دکتره. يا اون مهرداده، الان وکيله
يکى از بچه‌ها از ته کلاس گفت: اين هم آقا معلمه، الان مرده

******************************
بچه‌ها درناهارخورى مدرسه به صف ايستاده بودند. سر ميز يک سبد سيب بود که روى آن نوشته بود: فقط يکى برداريد. خدا ناظر شماست
در انتهاى ميز يک سبد شيرينى و شکلات بود. يکى از بچه‌ها رويش نوشت: هر چند تا مى‌خواهيد برداريد! خدا مواظب سيب‌هاست

تبریک و شاد باش ازته دل

باسلام

 

این ۴روز تعطیلی رو خدمت تموم دانش آموزان دبیرستان فرزانگان امین ۲تبریک عرض میکنم!

خصوصا به دومی های گل که امتحان فیزیک و جغرافی داشتند!!!

 

خوش باشید....

کارسوق

دیدم کسی‌ دست به کار نمی‌شه، گفتم خودم بیام آپ کنم.

و اما کارسوق:

بیشتر شبیه الافی (شایدم علافی) سوق بود.واا... ما که جنبه ی علمی درش ندیدیم البته لازم به گفتنه که آخه مگه بهداشت و روان و... هم کارسوق می‌خواد؟؟؟!!!!

سخنران اولی که صداش درنمی‌اومد.دومی هم که همش از ازدواج و مزدوج شدن حرف می‌زد.سومی هم که گفتند نمیاد ما کلاهمون را انداختیم هوا!!!!

خانم یزدانیان هم که به تک تکمون نداشتن"هوش هیجانی"را برچسب کردند، به دلیل اینکه به صحبت های سخنران گوش نمیدیم.

اما قسمت های عملیش منا کشته بود!!!خیلی پربار بود، اصلا قابل وصف نیست معلوم نبود از کدوم ذهن خلاقی اینا فوران کرده!!!!

خلاصه از همه ی این برنامه ها فقط شیطونی هاش و اینکه دور هم بودیم خوب بود و البته به قدری خوب بود که جبران همه‌ی بی‌برنامگی ها را کرد.

ایشاا... کارسوق بعدی (البته فکر نمیکنم دیگه کارسوقی در کار باشه).

 

 

 

 

نشریه ... نشریه

توجه توجه

 

نشریه شما دوباره احیا می شود!

(البته احیا بود ولی احیاتر می شود!)

 

line

 

شنبه

 

۱۰/۷/۱۳۸۹

 

شماره ششم نشریه دانش آموزی دبیرستان فرزانگان امین ۲

 

هفته نامه شما!

 

line

 

ارتباط با ما :

Shoma_mag@yahoo.com

 

 

ل.غروی

اینو نوشتم که یادتون بندازم زیر پستاتون اسماتون یادتون نره!

 (چقدر ون داشت!)

تولد تولد تولدم مبارک

سلام.خوبین؟خوشین؟مدرسه خوش میگذره؟ولش کن بذار حالا حرف مدرسه را نزنم.

راستش این وبلاگ تنها مزیتی که تا الان واسم داشته اینه که بیام اینجا و بگم بچه ها من امروز 17 ساله شدم.

به من میگی.....؟؟؟!!!!

مادربزرگ خودتی!!!!!

ااااا به خودت بخند!!!

خرخونه فرزانگانی!!!نگاه کن قیافشا!

اصلا من دیگه بزرگ شدم از این شوخی های بچه گانه خوشم نمیاد (طبق اصل جوگیری).

خب اینم تموم شد فقط امیدوارم تو مسیر درستی قرار گرفته باشم و خدا همیشه همراهم باشه و راهنماییم کنه!

بابت تک تک نعمت هایی که بهم داده شکر گزارشم از جمله دوستای خوبی مثل شمااااااااا!

به قول یکی که همگی میشناسیمش و همیشه میگه برو امیدت به خدا باشه میخوام بگم منم دارم میرم امیدمم به خدا میکنم.

آرزوی موفقیت تمومی شما دوستای گلم را دارم.

                                                                                                       فریناز

 

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

 

سلام

من از طرف همه ی بچه ها تولد فریناز رو بهش تبریک می گم و براش ارزوی خوش بختی می کنم . امیدوارم همیشه توی زندگیش موفق باشه .

فونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا ساز

این کیک رو هم خودم پختم ، خیلی خوش مزه است !

6

دوستانی که دوس دارن مثل فریناز به همه دنیا بفهمونن که تولدشون شده می تونن بیان و از طریق این وبلاگ عقده هاشون رو خالی کنن . ما منتظر قدوم سبز شما عقده ای های عزیز هستیم !!!

بازم می گم فریناز جون تولدت مبارک ...

9

خوش اومدم!!!

سلااااااااااااااااااااااااااااااااااام به برو بچ تیزهوش.من یه جدیدالورودم.از کار وبلاگ نویسی که به عهده ی خود بچه ها هم بوده خیلی خوشم اومد. امیدوارم بتونم منم یه کاری برای بهتر شدن وبمون انجام بدم.

برای همهتون آرزوی موفقیت دارم.

artpic-ir-0801.jpg

اینم به مناسبت اول مهر...

 

من یادم میاد ... شما چطور؟

این نوشته ها مربوط به یک گروه در فیس بوکه به اسم "شما یادتون نمیاد". بیشتر اعضای گروه متولد دهه پنجاه هستند و یک عالمه خاطرات مشترک دارند که اونجا با هم به اشتراک میگذارند، اینها تعداد کمی از هزاران خاطره ای هست که افراد مختلف اونجا نوشتند. ممکنه بعضیهاش رو بزرگترها هم به یاد بیارن. امیدوارم خوشتون بیاد و شما هم یادتون بیاد !!! من اونایی که یادم اومدو نوشتم بقیشو حذف کردم!  ؛

 
شما یادتون نمیاد، اون موقعها مچ دستمون رو گاز می گرفتیم، بعد با خودکار بیک روی جای گازمون ساعت می کشیدیم .. مامانمون هم واسه دلخوشیمون ازمون می پرسید ساعت چنده، ذوق مرگ می شدیم


شما یادتون نمیاد، وقتی سر کلاس حوصله درس رو نداشتیم، الکی مداد رو بهانه میکردیم بلند میشدیم میرفتیم گوشه کلاس دم سطل آشغال که بتراشیم


شما یادتون نمیاد که کانال های تلویزیون دو تا بیشتر نبود، کانال یک و کانال دو



شما یادتون نمیاد، دوست داشتیم مبصر صف بشیم تا پای بچه ها رو سر صف جفت کنیم.....



شما یادتون نمیاد، عیدا میرفتیم خرید عید، میگفتن کدوم کفشو میخوای چه ذوقی میکردیم که قراره کفشمونو انتخاب کنیم:)))) کفش تق تقی هم فقط واسه عیدا بود

شما یادتون نمیاد، بچه که بودیم وقتی میبردنمون پارک، میرفتیم مثل مظلوما می چسبیدیم به میله ی کنار تاب، همچین ملتمسانه به اونیکه سوار تاب بود نگاه میکردیم، که دلش بسوزه پیاده شه ما سوار شیم، بعدش که نوبت خودمون میشد، دیگه عمرا پیاده می شدیم 

شما یادتون نمیاد، پاکن های جوهری که یه طرفش قرمز بود یه طرفش آبی، بعد با طرف آبیش می خواستیم که خودکارو پاک کنیم، همیشه آخرش یا کاغذ رو پاره می کرد یا سیاه و کثیف می شد.

 

شما یادتون نمیاد، سر صف پاهامونو 180 درجه باز می کردیم تا واسه رفیق فابریکمون جا بگیریم

 

شما یادتون نمیاد، گوشه پایین ورقه های دفتر مشقمون، نقاشي مي كشيديم. بعد تند برگ ميزديم ميشد انيميشن

 

شما یادتون نمیاد، صفحه چپ دفتر مشق رو بیشتر دوست داشتیم، به خاطر اینکه برگه های سمت راست پشتشون نوشته شده بود، ولی سمت چپی ها نو بود

 

شما یادتون نمیاد، آرزومون این بود که وقتی از دوستمون می پرسیم درستون کجاست، اونا یه درس از ما عقب تر باشن

 

شما یادتون نمیاد، برای درس علوم لوبیا لای دستمال سبز میکردیم و میبردیم سر کلاس پز میدادیم


 
شما یادتون نمیاد، با آب قند اشباع شده و یک نخ، نبات درست میکردیم میبردیم مدرسه

 

شما یادتون نمیاد، تو راه مدرسه اگه یه قوطی پیدا میکردیم تا خود مدرسه شوتش میکردیم

 

شما یادتون نمیاد: دفتر پرورشی با اون نقاشی ها و تزئینات خز و خیل :دی

 

شما یادتون نمیاد تو دبستان وقتی مشقامونو ننوشته بودیم معلم که میومد بالا سرمون الکی تو کیفمونو می گشتیم میگفتیم خانوم دفترمونو جا گذاشتیم!!

 

شما یادتون نمیاد افسانه توشی شان رو!!

 

شما یادتون نمیاد، برگه های امتحانی بزرگی که سر برگشون آبی رنگ بود و بالای صفحه یه "برگه امتحان" گنده نوشته بودن


شما یادتون نمیاد، با آب و مایع ظرفشویی کف درست میکردیم، تو لوله خالی خودکار بیک فوت میکردیم تا حباب درست بشه


شما یادتون نمیاد، بچه که بودیم به آهنگها و شعرها گوش میدادیم و بعضی ها رو اشتباهی میشنیدیم و نمی فهمیدیم منظورش چیه، بعد همونطوری غلط غولوط حفظ میکردیم

شما یادتون نمیاد، خانواده آقای هاشمی رو که میخواستن از نیشابور برن کازرون، تو کتاب تعلیمات اجتماعی


 
شما یادتون نمیاد: دختره اینجا نشسته گریه می کنه زاری میکنه از برای من یکی رو بزن!! یه نفر هم مینشست اون وسط توی دایره، الکی صدای گریه کردن درمیآورد


 
شما یادتون نمیاد، با مدادتراش و آب پوست پرتقال، تارعنکبوت درست می کردیم

 

شما یادتون نمیاد: نوک مداد نوکی رو فرو میکردیم توی پاک کن فیلی یا پلیکان بعد نوک رو میشکوندیم، آنوقت با تیغ تراش پاک کن رو جراحی میکردیم و نوک رو در می‏آوردیم. اگر هم در نمی اومد، بعدا که پاک میکردیم، کاغذ خط خطی میشد.

شما یادتون نمیاد، تابستونا که هوا خیلی گرم بود، ظهرا میرفتیم با گوله های آسفالت تو خیابون بازی میکردیم!! بعضی وقتا هم اونها رو میکندیم میچسبوندیم رو زنگ خونه ها و فرار میکردیم
 

شما یادتون نمیاد، تو کلاس وقتی درس تموم میشد و وقت اضافه میآوردیم، تا زنگ بخوره این بازی رو میکردیم که یکی از کلاس میرفت بیرون، بعد بچه های تو کلاس یک چیزی رو انتخاب میکردند، اونکه وارد میشد، هرچقدر که به اون چیز نزدیک تر میشد، محکمتر رو میز میکوبیدیم


 
شما یادتون نمیاد، دبستان که بودیم، هر چی میپرسیدن و میموندیم توش، میگفتیم ما تا سر اینجا خوندیم :دی


 
شما یادتون نمیاد: سه بار پشت سر هم بگو: گاز دوغ دار، دوغ گازدار!! یا چایی داغه، دایی چاقه


 
شما یادتون نمیاد، صفحه های خوشنویسی تو کتاب فارسی سال سوم رو


 
شما یادتون نمیاد، قبل از برنامه کودک که ساعت پنج بعدازظهر شروع میشد، اول بیست دقیقه عکس یک گل رز بود با آهنگ باخ،،، بعد اسامی گمشدگان بود با عکساشون.. که وحشتی توی دلمون مینداخت که این بچها چه بلایی سرشون اومده؟؟ آخر برنامه هم نقاشیهای فرستاده شده بود که همّش رنگپریده بود و معلوم نبود چی کشیدند.

 

تازه نقاشیها رو یک نفر با دست میگرفت جلوی دوربین، دستش هم هی میلرزید!!

 

آخرش هم: تهران ولیعصر خیابان جام جم ساختمان تولید طبقه دوم، گروه کودک و نوجوان


شما یادتون نمیاد: تو دبستان سر کلاس وقتی گچ تموم میشد، خدا خدا میکردیم معلم به ما بگه بریم از دفتر گچ بیاریم

 

همیشه هم گچ های رنگی زیر دست معلم زود میشکست، بعدم صدای ناهنجار کشیده شدن ناخن روی تخته سیاه

شما یادتون نمیاد، یکی از بازی محبوب بچگیمون کارت جمع کردن بود، با عکس و اسم و مشخصات ماشین یا موتور یا فوتبالیستها، یا ضرب المثل یا چیستان ...

 

شما یادتون نمیاد: گل گل گل اومد کدوم گل؟ همون که رنگارنگاره برای شاپرکها یه خونه قشنگه. کدوم کدوم شاپرک؟؟ همون که روی بالش خالهای سرخ و زرده، با بالهای قشنگش میره و برمیگرده، میره و برمیگرده.. شاپرك خسته ميشه... بالهاشو زود ميبنده... روي گلها ميشينه... شعر ميخونه، ميخنده

 

شما یادتون نمیاد، اون مسلسل های پلاستیکی سیاه رو که وقتی ماشه اش رو میکشیدی ترررررررررررررتررررررررررررر صدا میداد

 

شما یادتون نمیاد، خط فاصله هایی که بین کلمه هامون میذاشتیم یا با مداد قرمز بود یا وقتی خیلی میخواستیم خاص باشه ستاره می کشیدیم :دی

 

و خلاصه، شما یادتون نمیاد، منم یادم نمیاد!! ولی عمو --- یادش میاد که حضرت نوح کشتی رو چطوری ساخت... !!!
 

 سودی جوووووووون!

وداع

عیدرمضان امدوماه رمضان رفت

صدشکرکه این امدوصدحیف که ان رفت

عیدتون مبارک

نمازوروزه هاتون قبول

التماس دعا

یه فکری کنیم!

این جا که آپ میشه.میخواستم نشون بدم که آپ میشه مجبور شدم پست بذارم.

هیچ کی غیر از من و مهزاد نمیخواد یه دستی به سر و روی این وبلاگ بکشه؟؟

یه آپی نظری طرحی ایده ای؟؟؟

حالا اینا به کنار!!!بچه ها تابستون امسالم تموم شد به نظرتون چطور بود؟ازش راضی بودید؟چه کارا کردیم؟

برا مدرسمون کار خاصی کردیم؟

تغییری تحولی بوجود آوردیم؟

راستی هفته نامه مدرسه چی شده؟

خبری ازش نیست؟

قرار بود کارسوق بذاریم اما باز خیلی خوشگل گذاشتن وسط کاسمون و آقای کریمی که قرار بود استاد را اهنمامون باشه  را برکنار کردند.

راستی لطفا تو بخش نظرات جدا از پاسخ گویی به سوالات بالا این را هم جواب بدید:

"به نظر شما چرا هماهنگی در مدرسه ضعیفه؟ و برای برطرف شدنش چه کنیم؟"

                                                                                                        فریناز

واقعا نجوم داریم؟

سلام

یه درد و دلی داشتم می خواستم با بچه های نجوم بکنم ...

یه راست میرم سر اصل مطلب :

دوستای گلم ... چقدر تا سال تحصیلی فرصت داریم؟ چقدر از کتاب نجوم دینامیکی رو خوندیم؟ چقدرش مونده؟ میدونید سال دوم کتاب جدید داریم؟ ( اسمش یه چیزی تو مایه های اختر فیزیک بود!)

هر هفته تو مدرسه کلاسمون به هر دلیلی کنسل می شد ... الان هم که تابستونه میگن تا ماه رمضون نیاین و می خواستن آقای کریمی رو به بهونه اینکه ۵ شنبه وقت خوبی نیست عوض کنن ... اونم دقیقا موقعی که تازه افتاده بودیم رو غلتک!

می دونید چقدر وقت داریم که کتابو تموم کنیم؟ می دونید؟

چرا اینقدر نادیده گرفته می شیم؟ چرا روز اولی که برنامه کلاسای تابستونی رو دادن نجوم توش نبود؟ چرا با اصرار ما نجوم رو گذاشتن؟ چرا نباید به برنامه رصدی مون اهمیت بدن؟ چرا؟

اون مرکز می دونین چقدر نجومشون از ما جلو تره؟ نه ... جدی میدونین؟

به دلایل امنیتی اسممو اینجا نمی نویسم  ولی تو نظرات خودمو شاید لو دادم!

 

به نظر شما مفیدترین نوشیدنی جهان چیست؟

به نظرشما مفيدترين نوشيدني جهان چيست؟


چاي, چاي سبز, آب معدني, قهوه نسكافه, كاپوچينو, كافه ميكس يا...

 

هيچكدام از نوشيدني ها جواب صحيح نيست, اگر كنجكاو شده ايد و مي خواهيد بدانيد جواب اين معماچيست، پس متن زير رابه دقت بخوانيد :

طي تحقيقات پروفسور برديشيف روسي راز طول عمر رهبران اتحادجماهيرشوروي سابق, هند و كره شمالي نوشيدن اين آب مي باشد. اين پروفسور روسي كه 82 سال سن دارد در خصوص چگونگي تهيه اين آب دستور زير را ارائه داده است :

آب معمولي شير را منجمد وسپس آن را از يخچال خارج كرده و اجازه دهيد تا دوباره ذوب شود به اندازه اي كه درون ظرف فقط قطعه يخي به حجم يك تخم مرغ باقي بماند. اين قطعه يخ تمام ناخالصي هاي آب را ازجمله موادي كه سلول هاي بدن را از بين مي برد, به خود جذب مي كند. با خارج كردن اين قطعه يخ يك ليوان آب سبك به دست مي آيد كه مفيدترين نوشيدني دنيا است و همچنين در طولاني كردن عمر انسان نيز موثراست .

anabena

 

Persian gulf or Arabian gulf

فکر می­کرديم که بعد از تلاش­های بیهودۀ اعراب در رابطه با تغییر نام خلیج فارس دیگر آنها اقدام دیگری نکنند. چند هفته پیش این لینک رو چک کردم و از خیلی ها بابت رأی دادن به نام خلیج فارس خواهش کردم.

اما لازم است بدانید، در آن روز تقریباً یکصد و پنجاه هزار نفر رأی داده بودند و سهم ما تقریباً بیش از 79% در مقابل کمتر از 21% بود اما امروز تعداد رأی دهنده­ها به بیش از 364،000 نفر رسیده ولی با تاسف فراوان سهم ما از 79% به کمتر از 69% رسیده و این یک فاجعه است. یادتان باشد که این رأی­گیری مربوط به کمپین 1،000،000 امضای شرکت گوگل است و نگذارید که دوباره نام خلیج فارس به نامی مجعول تغییر پیدا کند.

خوب است بدانید که شرکت گوگل مجبور است به هر درخواستی که به طور همزمان از طرف 5000 نفر و یا هر ارگان معتبر و ثبت شده­ای، بابت به رای گذاری یک قانون ، نام ، تعریف و . . . احترام بگذارد.

پس رو این لینک کلیک کنید و رأی بدهید:

http://www.persianorarabiangulf.com/index.php

ل.غروی

بخش فرهنگی (سه)

بخش 1:

رضا امیر خانی

نویسنده ی معاصر و از دانش آموختگان نسل های اول سازمان ملی پرورش استعداد های درخشان در مدرسه ی علامه حلی تهران است. او متولد 1352و  فارغ التحصيل مهندسي مكانيك از دانشگاه صنعتي شریف و نیز از سال ۸۴ تا ۸۶ رئیس هیات مدیره انجمن قلم ایران بود .

کتاب های منتشر شده از او که به وسیله ی انتشارات سوره ی مهر چاپ شده، عبارت اند از:

-       ارمیا(رمان- 1374)

-       ناصر ارمنی(مجموعه داستان کوتاه-1378)

-       ازبه(داستان بلند-1380)

-       داستان سیستان(سفرنامه -1382)

-       نشت نشا(مقاله ی بلند-1383)

-       من او(رمان-1385)

-       بی وتن(رمان)

-       سر لوحه ها(منتخب های مجله ی اینترنتی لوح)

-       نفحات نفت(جستاري در فرهنگ مديريت نفتي و دولتي در جمهوري اسلامي ايران-نشر افق)

-      سفرنامه افغانستان(در دست چاپ)

متنی که در ادامه می خوانید از فصل"سه ی من" از کتاب من او است.

ادمه ی مطلب لطفا !

 

 کوثر

ادامه نوشته

وای آبرو ریزی !!!

سلام به همگی امیدوارم که حالتون خوب باشه.

امروز حسابی آبرو خودمونا مدرسمون رفت(هرچند قبلشم خیلی آبرویی نداشت)!

و اما چی شد؟!

امروز رفتیم  کلاس نجوم که با هزار بدبختی و مشقت و خواهشا التماس بچه ها  تشکیل شده بود.حالا این به کنار، رفتیم اونجا،اول که هیچکی نبود. بنده خدا آقای سرلک زنگ زده به استاد نجوم که چرا هنوز نیومده و...؟!بعد از کلی وقت بالاخره خانوم گوهریان اومدن.

حالا بعد از اینکه استادمون که خیلی ارادت داریم خدمتشون اومده، بهمون میگن نمیشه برید بالا چون تصحیح اوراقه. آخه این اداره دیوار کوتاه تر از مدرسه ما پیدا نکرده؟من نمیدونم  چرا اینقد مغزای مملکتا حرص میدند (خود شیفتگیا حال میکنید؟!).دیگه با هزار خواهش و التماس فرستادنمون بالا، رفتیم دیدیم اصلا دیتا پرژکتوری در کار نیس!!!استادمونم که انقد عصبانی شده بود که گفتیم حالا یه دست مفصل هممونا کتک میزنه آخه به هرحال با اصرار ما اومده بود.

مجبور شد تو همون سالن درسا شروع کنه ببینین تا چه حد آبرومون رفت که گفت:من تو  خیلی از  مدارس درس میدم اما هیچ مدرسه ای را تا این حد بی برنامه ندیده بودم.جای تاسف داره!تازه سوال که میکردیم میگفت ببینین اگه دیتا شو بود الان این سوالا را نمی پرسیدید!خلاصه خفمون کرد! اما آقای سرلک که خدا الهی هرچی خوبیه واسش بخواد دیتا پرژکتورا واسمون جور کردا آورد تو سالن!

حالا این همه قصه گفتم که بگم چی؟

اصل حرفم اینجاس که میخوام بگم اگه مسئولین مدرسه میخواند به این وضع ادامه بدند ما چه گناهی کردیم؟ما هم همین وضعا میخوایم؟توی سال هرچی بی برنامگی و ناهماهنگی بودا گذاشتیم پای اینکه سال اول تاسیس مدرسست اما ادامه دادن این وضع از این جا به بعد واقعا کار اشتباهیه.

تازه معلوم نیس سال دیگه میخواند مدرسه را کجا ببرند.از هر کی تو مدرسه هم سوال میپرسیم جواب سر بالا میده.

به نظرم باید واسه 2 مورد مهم  یه اقداماتی کنیم.

1.مورد اول محل مدرسه است که قراره جابه جا بشه، با تلاش زیاد یه خبر هایی به دست آوردیم که متاسفانه خیلی خوب نیس. ممکنه مدرسه از اینم دورترشه ، اگه خیلی دور بشه خودش یه مشکل میشه.کلی از وقتمونم تو راه گرفته میشه. تازه چرا هیچکس جوابی نمیده که قراره کجا بریم؟ما باید آخره همه بفهمیم؟اگه خیلی دور بشه میتونید بیایند؟من که به شخصه نمیتونم.

2.مورد دوم مهم تره چون درباره دبیراست.چرا ما نمیتونیم  تصمیم بگیریم کیا برامون بیارند؟ بعضی از دبیرا واقعا درکمون نمی کنند.لطفا تو نظرات بگید میخواید کدوم  دبیرا عوض شند و اگه جایگزینی براشون دارید معرفی کنید.(فقط لطفا به کسی توهینی نشه).

خواهش میکنم همکاری کنید این مدرسه ی خودمونه و نیاز به همکاری و اتحاد هممون داره. من نهایت تلاشما میکنم ،شمام همکاری کنید.

 

 

مناجات

خدایا!

من از ان زمان که شنیدم "محبوبمان ناشناس درمیان مامی گرددودر

همین فضا  تنفس می کند و وقتی ظهورکندهمگان می گویند که ما

پیش از این اورا دیده ایم"،

به همه سلام می کنم.

ای خدا تا کی ما ناشناسا بمانیم واوناشناخته بماند.

                        "عجل لولیک الفرج"

                                "امین"

رهایی

رهایی یعنی آزادی،آزادی از هر قید و بندی،آزادی از اسارت.

رهایی  نعمتی است که هر کسی اون رو نداره!

بهتره بگم هیچ کس اون رو نداره چون همه ی  ما اسیریم،هر یک به چیزی.

شما اسیر چه چیز هسنید؟

مادیات؟

اسیر مادیات دنیوی بودن انسان رو از عرش به فرش می کشونه. یکی از چیز هایی که اکثر ما رو اسیر خودش کرده و همه مون ازش غافلیم، تن ماست. آره تن ما روح ما رو که همه ی زندگانی ماست اسیر خود کرده. ولی این اسارت تا کی؟ آیا اصلا می شه از زیر یار این اسارت خارج شد و بدون اون به زندگی ادامه داد؟

آره میشه.شاید تعجب کنید ولی شدنیه.مثل همون پیرمرد درویشی که به خواست خود جلو چشمان عطار جون داد،بدون هیچ ترسی،بدون هیچ مشکلی. ولی رهایی از اسارت تن نیازمند تحمل سختی ها و دشواری های زیادی است و به همین راحتی به دست نمیاد.اما،

خواستن توانستن است.

پس شما هایی که مدام می گید می خوام آزاد باشم،گیر ندید،ولم کنید،هر چقدر هم که هیچ کس کاری به کار تون  نداشته باشه شما باز هم اسیر و در قید و بندید.پس خودتون رو گول نزنید و گاهی اوقات به خودتون نگید آخیش آزاد شدم!

آزادی معنایی ندارد.

 

رها    

دلتنگی ...


در دلم اندوهیست مثل یک کوه بزرگ

و چه سنگین باری روی این شانه بی حوصله ام می افتد

بردباری من از نا شکیبایی من کمتر نیست ؛ اما

با تو گویم دل من :

هیچ دردی از این بدتر نیست که تو

دوست بداری همه مردم را

لیک هیچ دل نتپد بهر تو

در هیچ کجا . . .

نامه اعمال!

کارنامه = کار+ نامه (اسم + اسم)  مرکب

به معنای نامه ای که در آن کار شما ثبت شده است!

یا می توان اینگونه نیز معنا نمود که برگه است مخوف شامل نمرات درخشان  حاصل تمام درس نخوانی و یا ...خوانی () شما در سال تحصیلی! (لغات ناپسند با ... سانسور می شوند!)

خب حالا با این کارنامه چه باید کرد؟

1.    از آنجا که سلولز کاغذ و جوهر آن دارای مقادیری انرژی شمیایی می باشند می توان آن را سوزاند و به گرم کردن محیط دلخواهی کمک نمود! (البته وسط گرمای تابستون کسی این کارو نمی کنه!)

2.    با توجه به انرژی شیمیایی آن اگر گازتان مدتی است که قطع شده می توانید برای پختن غذا و ایجاد شعله از کاغذ استفاده کنید! (گاز وسط تابستون قطع نمیشه البته اینجا هیچی بعید نیست!)

3.    می توان برای چکنویس از آن استفاده کرد یا هر وقت عقده () و ناراحتی()  دارید و می خواهید آن را بنویسید محل مناسبی است برای نوشته های شما!

4.    اگر خواهر یا برادر کوچک تر از خودتان دارید به آنها بدهید تا پشت آن نقاشی کنند!

5.    هنگام لکه گیری آینه با شیشه پاک کن بسیار خوب عمل می کند! (مثل روزنامه!)

6.    موشک سازی ، ساختن قایق کاغذی و کلا هنر اریگامی ... (اگه دوست دارین تو نظرات بگین یه پست کامل درمورد اریگامی توضیح بدم ... خیلی جالبه.)

7.    اگر زیر موس کامپیوترتان گم شده می توانید از این کاغذ مفید استفاده کنید!

8.    راه حل آخر: به عنوان یادگاری قابش کنید و به افتخارات خود بیفزایید! (درصورتی که مایه آبروریزی نباشد!)

پس دانستیم کارنامه بسیار مفید است و خوش به حال ما که هممون کارنامه داریم!

راستی یادتون نره به این سوال جواب بدین:

 " نامه اعمالتونو دادن دست چپتون یا دست راست؟"

ل.غروی

شب ارزوها...

سبوح قدوس رب الملائکه والروح

 

لیله الرغائب ،شب ارزوها را پاس بداریم ودرکنار

 

ارزوهای زیبایمان،برای امدن تنها دادخواه

 

جهان 

 

حضرت  حجه بن الحسن مهدی صاحب زمان(عج)

 

دست به دعا برداریم

یه کم منظم شیم!

سلام و صد سلام به فرزانگان!

اسم جدید رو تبریک میگم!

یه پیش نهاد دارم!اینجا خیلی اوضاع قاراش میشه! یه وقت قرن به قرن آپ نمی کنیم یه وقت هر روز آپ می شه!

پس جهت اصلاح این وعض بیاین یه کاری بکنیم!قرار بذاریم هر هفته یک نفر آپ کنه. پست های دیگه رو هم که طبق زمان بندی نیست پاک کنیم! از الان هم هر کی می خواد ثبت نام کنه تا بهش نوبت بدیم !

یه چیز دیگه ! این خیلی بده که شما اسماتون رو نمی گین ! پس لا اقل برای ثبت نام آپ هرهفته استون رو بگین اگر شناسایی نشوید نوبتی به شما تعلق نمی گیرد!(من هنوز هیچی نشده همه چیزو بریدم و دوختم)

درباره  زمان آپ کردن و مقررات هر نظری دارید پذیراییم!

در ضمن تصمیم نهایی با مدیرای وبلاگه!

ببخشید یادم رفت!

کوثر

Password

مشهورترین "کلمه عبور" یا همان password مورد استفاده در اینترنت چیست؟

به گزارش روزنامه نیویورک تایمز، براساس یک بررسی انجام شده بر روی فهرستی از 23 میلیون کلمه عبور، رایج ترین گزاره ... 

ادامه مطالب لطفاً...!

password

 

ادامه نوشته