رهایی یعنی آزادی،آزادی از هر قید و بندی،آزادی از اسارت.

رهایی  نعمتی است که هر کسی اون رو نداره!

بهتره بگم هیچ کس اون رو نداره چون همه ی  ما اسیریم،هر یک به چیزی.

شما اسیر چه چیز هسنید؟

مادیات؟

اسیر مادیات دنیوی بودن انسان رو از عرش به فرش می کشونه. یکی از چیز هایی که اکثر ما رو اسیر خودش کرده و همه مون ازش غافلیم، تن ماست. آره تن ما روح ما رو که همه ی زندگانی ماست اسیر خود کرده. ولی این اسارت تا کی؟ آیا اصلا می شه از زیر یار این اسارت خارج شد و بدون اون به زندگی ادامه داد؟

آره میشه.شاید تعجب کنید ولی شدنیه.مثل همون پیرمرد درویشی که به خواست خود جلو چشمان عطار جون داد،بدون هیچ ترسی،بدون هیچ مشکلی. ولی رهایی از اسارت تن نیازمند تحمل سختی ها و دشواری های زیادی است و به همین راحتی به دست نمیاد.اما،

خواستن توانستن است.

پس شما هایی که مدام می گید می خوام آزاد باشم،گیر ندید،ولم کنید،هر چقدر هم که هیچ کس کاری به کار تون  نداشته باشه شما باز هم اسیر و در قید و بندید.پس خودتون رو گول نزنید و گاهی اوقات به خودتون نگید آخیش آزاد شدم!

آزادی معنایی ندارد.

 

رها