چند نکته ی مهم :
۲ـ خودتو خسته نکن که فرق آره و نه را یاد بگیری
۳ـ همیشه دو تا شیرینی بردار با هر دستت یکی
۴ـ سینه خیز برو تو جاهای تنگ و تاریک که دست مامان بهت نرسه
۵ ـ اون لیوان پلاستیکی که سرش چند تا سوراخ داره می دونی اسمش چیه : آب پاش
۶ ـ مداد شمعی هاتو گاز بزن نترس گلم اونا به هیچ وجه سمی نیستند
۷ ـ اگه گفتی کاغذ توالت چند متره ؟
۸ ـ می تونی واسه خوابیدنت شرط بذاری مثل اینکه همه جک و جونورات باهات بیان تو رختخواب
۹ ـ یاد بگیر در توالت و از تو قفل کنی و جیغ بزنی
۱۰ ـ شب که می خوای بخوابی وانمود کن که ترسیدی مامان و مجبور کن تا گوشه کنار اتاقت و بگرده تا
هیولا را پیدا کنه وقتی همه جا رو گشت و رفت بیرون پنج دقیقه صبر کن دوباره جیغ بکش تا بیاد همه جا رو
بگرده۱۲ ـ یاد بگیر در یخچال و خودت باز کنی نمی دونی انداختن تخم مرغ روی زمین چه کیفی داره
۱۳ ـ آرد + آب = ماکارونی
۱۴ ـ برو جلوی میز توالت مامان و رنگهای قشنگو روی خودت امتحان کن خیلی قشنگ میشی
۱۵ ـ وقتی در حال کار خرابی هستی مامان می پرسه چه کار میکنی؟ بگو هیچی مامان جونم
۱۶ ـ وقتی با مامان میری رستوران همه ظرفها رو بنداز زمین
۱۷ ـ مامان عاشق نقاشی های توست دیوارهای اتاقشو.......
۱۸ ـ وقتی مامان جاروبرقی رو روشن میکنه از ترس جیغ بکش
۱۹ ـ وقتی مامان بند کفشتو می بنده هی لگد بزن دفعه دیگه کفش بی بند برات می خره
۲۰ ـ وقتی با مامان میری مهمونی برو سراغ چیزای شکستنی
دائما به شوهرتان بگوييد : ولي خودمونيم ها ، تو بيريخت ترين خواستگارم بودي!
غذاي شور و سوخته جلوي شوهرتان بگذاريد و قبل از اينکه به غذا لب بزند بگوييد: اينقدر بدم مياد از مردايي که از غذاي زنشون ايراد مي گيرن!
هروقت شوهرتان براي شما دسته گل خريد ، بگوييد : اِ ، باغچه همسايه چه گلهاي قشنگي داره ! چرا کنديشون؟!
هر وقت شوهرتان براي شما حرفاي عشقولانه زد ، به طرز فجيعي از ته حلق بگوييد : هوووووووووووووووووق !
هر وقت مادر شوهرتان منزل شما دعوت بود ، به او محل نگذاريد و برويد توي اتاقتان روزنامه بخوانيد!
هر وقت ديديد شوهرتان مشغول تماشاي مسابقه فوتبال مي باشد ، به بهانه تماشاي عمو پورنگ ، سريع کانال را عوض نماييد
دائماً در حضور شوهرتان ، از عرضه و توانايي هاي مردان ديگر تعريف کنيد!
براي تولد شوهرتان ، مسواک وخمير دندان کادو بگيريد و بگوييد که عزيزم اميدوارم صد سال زنده باشي و ديگه هيچوقت دهنت بوي گند نده !
اگه شوهرتان با کلي قرض و قوله و وام گرفتن ، براي کادوي تولدتان يک عدد پژو 206 آلبالويي خريد ، با دلخوري بگوييد : اگه با خواستگار قبليم ازدواج مي کردم حتما برام يه ماکسيما مي خريد!
هر وقت ديديد که شوهرتان با خيال راحت خوابيده است ، براي ضد حال زدن به او بگوييد : عزيزم ميدوني اگه الان مهريم رو مطالبه کنم بايد بري گوشه زندان بخوابي؟!
هر 5 دقيقه يکبار به محل کار شوهرتان زنگ بزنيد و بگوييد : عزيزم فقط مي خواستم مطمئن بشم که تلفنت مشغول نيست و حواست جمع کارته!
هر سال در سالگرد ازدواجتان به همسرتان بگوييد : عزيزم ، انگار همين چند سال پيش بود که در يک لحظه خر شدم و بله رو گفتم!
از همسرتان معناي عشق را بپرسيد و بعد از اينکه 2 ساعت عشق را تفسير کرد و برايتان داستان هاي عشقي تعريف کرد ، به او بگوييد : ابله ! عشق يه چيزي مثل کشک و دوغه ، دروغه خُله ، دروغه!
هر وقت ، شوهرتان رازي را برايتان گفت و از شما خواست که پيش خودتان بماند و به کسي نگوييد ، سعي کنيد ، کسي از دوستان ، فاميل و همسايه ها نماند که اين راز به گوشش نرسد!
و هر وقت به دليل عمل به توصيه هاي بالا ، شوهرتان تصميم به طلاق دادن شما گرفت ، با توجه به قحطي شوهر در جامعه ، با چشماني پر از اشک به او بگوييد : منو ببخش عزيزم. و بعد از اينکه کاملا خر شد ، عمل به توصيه هاي بالا را از نو تکرار نماييد!!!
هه هه هه ...
اگر دیدی جوانی به درختی تکیه کرده، بدان بنزین نداره سکته کرده ![]()
با ما شاد بروید; شادروان برگردید. (شرکت هواپیمایی ایران ایر)
طرف ميره نونوايی ، يه 5 ريالي ميده به نانوا ، نانوا ميگه : 5 ريالی كه نون نميشه ! طرف ميگه :صداشو در نيار من ماكسی ميليانوس هستم !
غضنفر از یه دختره می پرسه اسم شما چیه؟ دختره می گه اسم من توی تمام باغچه ها هست. غضنفر می گه: آهان فهمیدم، شلنگ
به غضنفر ميگن: چند تا حيوون نام ببر كه پرواز كنه. ميگه: كبوتر، كلاغ، خر! بهش ميگن: بابا خر كه پرواز نميكنه! ميگه: بابا خره ديگه، يهو ديدي پرواز كرد!
غضنفر تو اتوبوس يه دختره خوشگل رو ميبينه، پياده كه ميشه شماره اتوبوس رو بر ميداره!
به چراغعلی میگن تو چرا ریش نداری؟ میگه من به مامانم رفتم!
مواظب 1000 جوابی بچه ها باشین!
معلم گفت: از نظر فيزيکى غيرممکن است که نهنگ بتواند يک آدم را ببلعد زيرا با وجود اينکه پستاندار عظيمالجثهاى است امّا حلق بسيار کوچکى دارد
دختر کوچک پرسيد: پس چطور حضرت يونس به وسيله يک نهنگ بلعيده شد؟
معلم که عصبانى شده بود تکرار کرد که نهنگ نمىتواند آدم را ببلعد. اين از نظر فيزيکى غيرممکن است
دختر کوچک گفت: وقتى به بهشت رفتم از حضرت يونس مىپرسم
معلم گفت: اگر حضرت يونس به بهشت نرفته بود چى؟
دختر کوچک گفت: اونوقت شما ازش بپرسيد
******************************
يک روز يک دختر کوچک در آشپزخانه نشسته بود و به مادرش که داشت آشپزى مىکرد نگاه مىکرد
ناگهان متوجه چند تار موى سفيد در بين موهاى مادرش شد
از مادرش پرسيد: مامان! چرا بعضى از موهاى شما سفيده؟
مادرش گفت: هر وقت تو يک کار بد مىکنى و باعث ناراحتى من مىشوي، يکى از موهايم سفيد مىشود
دختر کوچولو کمى فکر کرد و گفت: حالا فهميدم چرا همه موهاى مامان بزرگ سفيد شده
******************************
عکاس سر کلاس درس آمده بود تا از بچههاى کلاس عکس يادگارى بگيرد. معلم هم داشت همه بچهها را تشويق ميکرد که دور هم جمع شوند
معلم گفت: ببينيد چقدر قشنگه که سالها بعد وقتى همهتون بزرگ شديد به اين عکس نگاه کنيد و بگوئيد : اين احمده، الان دکتره. يا اون مهرداده، الان وکيله
يکى از بچهها از ته کلاس گفت: اين هم آقا معلمه، الان مرده
******************************
بچهها درناهارخورى مدرسه به صف ايستاده بودند. سر ميز يک سبد سيب بود که روى آن نوشته بود: فقط يکى برداريد. خدا ناظر شماست
در انتهاى ميز يک سبد شيرينى و شکلات بود. يکى از بچهها رويش نوشت: هر چند تا مىخواهيد برداريد! خدا مواظب سيبهاست
کارسوق
و اما کارسوق:
بیشتر شبیه الافی (شایدم علافی) سوق بود
.واا... ما که جنبه ی علمی درش ندیدیم البته لازم به گفتنه که آخه مگه بهداشت و روان و... هم کارسوق میخواد؟؟؟!!!!![]()
سخنران اولی که صداش درنمیاومد
.دومی هم که همش از ازدواج و مزدوج شدن حرف میزد![]()
.سومی هم که گفتند نمیاد ما کلاهمون را انداختیم هوا!!!!![]()
خانم یزدانیان هم که به تک تکمون نداشتن"هوش هیجانی"را برچسب کردند، به دلیل اینکه به صحبت های سخنران گوش نمیدیم.
اما قسمت های عملیش منا کشته بود!
!!خیلی پربار بود، اصلا قابل وصف نیست معلوم نبود از کدوم ذهن خلاقی اینا فوران کرده!!!!
خلاصه از همه ی این برنامه ها فقط شیطونی هاش و اینکه دور هم بودیم خوب بود و البته به قدری خوب بود که جبران همهی بیبرنامگی ها را کرد.![]()
ایشاا... کارسوق بعدی (البته فکر نمیکنم دیگه کارسوقی در کار باشه).

اینجا وبلاگ فرزانگان اصفهان هستش. هدفمونم علافی و بیکاریه این جا را هم گذاشتیم فقط برای خنده و یخ بازی که لااقل یکم از عقده هامون خالی شه و از فشار درس و امتحان نترکیم خونمون بیفته گردن مدیر و ناظم و .... در ضمن هرچیم درس بخونیم آخرش میشیم مثل این که تو عکسه پس خیلی به خودتون سخت نگیرید خلاصه اینکه تا میتونید بخندین و بی مزه بازی در بیارین چرا که خندیدن حق مسلمه ماست دوستان!!!