میدونی چند روز دیگه به کنکور مونده ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

انگار همین دیروز بود که فریناز زنگ زد گفت بیا وبلاگ بسازیم. فریناز یادته ؟؟؟؟؟؟؟ [گریه]

وای خدا اصلا باورم نمیشه 4 سال گذشت، ما اون زنده ماندگان سمپادیم که فقط 80 تا توی یه مدرسه ی 1000 متری بودیم! اما حالا ورودی یکی های فرزانگان 2 اصفهان بار و بندیلشون رو جمع کردن و رفتن [ناراحت]

دلم خیلی گرفت وقتی یاد سال اول افتادم، چقدر شاد بودیم، یه دل بی غم، بی استرس، بی نگرانی از فردایی که پیش رو داشتیم روزا رو گذروندیم تا به امروز رسیدیم ...

خدایا دلم واسه اون روزا، هم خوبیاش و هم بدیاش، واسه اولین کارسوقمون، واسه اولین سفر با دوستای دبیرستانمون، واسه دوستای منگلم [خنده] ، واسه همه چیز و همه کس تنگ شده ...

خدایا دوستام هرجا هستن، هر کاری میکنن، هرچی آرزو دارن بهترین باشه واسشون

خدایا من عاشق دوستام بودم و هستم ، همیشه مراقبشون باش



امضا  ^_^

   مهزاد