پایان
تموم شد.بالاخره آخر این قصه ی دانش آموزیم رسید...که چی؟چی شد؟منتظر چی بودی؟هان؟چرا خوشحال نیستی؟چرا نمیخندی؟مگه این همه وقت منتظرش نبودی؟بیا بگیر این تهش....
هی خدا
شاید حرفام تکراری باشه اما من همه ی نصیحتای دیگرانو امروز خودم لمس کردم و چقدر دردناک بود..ما آدما قدر چیزایی که داریمو درست وقتی از دست میدیم میفهمیم...۱۲ سال دانش آموز بودن،یک روزه تموم شد.اما..نه من خوشحال نیستم.امروز فهمیدم...توی زندگی نباید منتظر چیزی بود ،فهمیدم میگذره؛زود خیلییییییی زود
منتظر پایان بودن اشتباهه..پایان هر انتظار،آغاز یه انتظار دیگست.با انتظار کشیدن همه چیزو بر باد میدی.قصرآرزوهاتو با انتظار خراب نکن
میخوام بهت بگم انتظار نکش.. لذت ببر.فقط لذت ببر.فقط خوش باش از این درس خوندن از این شب بیداریا از این یک ماهه مونده تا کنکور لذت ببر...بخدا لذت بردنیه.وقتی بدونی دیگه تکرار نمیشه از لحظه لحظش لذت میبری
نه فقط الان،واسه همیشه از زندگیت لذت ببر.
زمان کوتاهه...از دستش نده اگه خودتو دوست داری
فریناز
![]()
![]()
![]()
اینجا وبلاگ فرزانگان اصفهان هستش. هدفمونم علافی و بیکاریه این جا را هم گذاشتیم فقط برای خنده و یخ بازی که لااقل یکم از عقده هامون خالی شه و از فشار درس و امتحان نترکیم خونمون بیفته گردن مدیر و ناظم و .... در ضمن هرچیم درس بخونیم آخرش میشیم مثل این که تو عکسه پس خیلی به خودتون سخت نگیرید خلاصه اینکه تا میتونید بخندین و بی مزه بازی در بیارین چرا که خندیدن حق مسلمه ماست دوستان!!!