بخش فرهنگی(یک)
مرحوم قیصر امین پور
او متولد دوم اردیبهشت سال ۱۳۳۸ در گتوند خوزستان است. تحصیلات ابتدایی را در گتوند و تحصیلات دوره راهنمایی و دبیرستان را در دزفول گذراند.سپس در رشته دامپزشكی دانشگاه تهران پذیرفته شد و پس از یک سال از رشته دامپزشكی انصراف داد. در شكل گیری حوزه اندیشه و هنر اسلامی همکاری کرد و مدتی دبیر هفته نامه ی سروش بود و سپس در شغل معلمی در مدرسه ی راهنمایی مشغول به کار بود .پس از آن در رشته ی ادبیات به ادامه ی تحصیل تا سطح دکتری و تدریس در دانشگاه تهران و الزهرا پرداخت و (سنت و نوآوری در شعر معاصر ) را به عنوان رساله ی پایان نامه نوشت.او جایزه نیما یوشیج ( مرغ آمین بلورین )را دریافت و در تشكیل دفتر شعر جوان همكاری کرد و به عنوان عضو پیوسته فرهنگستان زبان و ادب فارسی برگزیده شد. او در روز سه شنبه ۸ آبان ۱۳۸۶ درگذشت.
آثار:
تنفس صبح( نظم ـ1363)
در كوچه آفتاب(نظم-1363)
طوفان در پرانتز( نثر ادبی -1365 )
ظهر روز دهم( منظومه برای نوجوانان -1365 )
مثل چشمه مثل رود( نظم برای نوجوانان -1368 )
بی بال پریدن ( نثر ادبی برای نوجوانان -1370 )
گفتگوهای بی گفت و گو(1370)
آینههای ناگهان(نظم -۱۳۷۲)
به قول پرستو(نظم برای نوجوانان-1375)
انتشار گزیده اشعار(1378)
گلها همه آفتابگردانند(نظم-1380)
سنت و نوآوری در شعر معاصر(رساله ی پایان نامه ی دکتری- 13۸۳)
شعر کودکی(نظم ـ1385 )
دستور زبان عشق(نظم - 1386)
بخش دوم:
همزاد عاشقان جهان(۱)
هرچند عاشقان قدیمی
از روزگار پیشین
تاحال
از درس و مدرسه
از قیل و قال
بیزار بوده اند
اما
اعجاز ما همین است :
ما عشق را به مدرسه بردیم
در امتداد راهرویی کوتاه
در یک کتابخانه ی کوچک
بر پله های سنگی دانشگاه
و میله های سرد و فلزی
گل داد و سبز شد
***
آن روز روز چندم اردیبهشت
یا چند شنبه بود
نمی دانم
آن روز هرچه بود
از روز های آخر پاییز
یا آخر زمستان
فرقی نمی کند
زیرا ما هر دو در بهار
-در یک بهار-
چشم به دنیا گشوده ایم
ما هر دو در یک بهار چشم به هم دوختیم
آن گاه ناگهان
متولد شدیم
و نام تازه ای
بر خود گذاشتیم
فرقی نمی کند
آن فصل
-فصلی که می توان متولد شد-
حتما بهار باید باشد
و نام تازه ی ما حتما
دیوانه وار باید باشد
***
فرقی نمی کند
امروز هم ما هر چه بوده ایم همانیم
ما باز می توانیم
هر روز ناگهان متولد شویم
ما
همزاد عاشقان جهانیم...
آینه های ناگهان-دفتر اول
کوثر
اینجا وبلاگ فرزانگان اصفهان هستش. هدفمونم علافی و بیکاریه این جا را هم گذاشتیم فقط برای خنده و یخ بازی که لااقل یکم از عقده هامون خالی شه و از فشار درس و امتحان نترکیم خونمون بیفته گردن مدیر و ناظم و .... در ضمن هرچیم درس بخونیم آخرش میشیم مثل این که تو عکسه پس خیلی به خودتون سخت نگیرید خلاصه اینکه تا میتونید بخندین و بی مزه بازی در بیارین چرا که خندیدن حق مسلمه ماست دوستان!!!